آرزو خادم‌زاده

آموختن، کسب و کارِ من است

سه

۳۰ خرداد ۹۴

تو پست اولم راجب درمان و درمانگر و هلاکویی و این چیزا گفتم. آره، درمانگرم! حدود یک سال جسته گریخته میرفتم پیشش. چند ماهی رفتم و چند ماهی ول کردم و بازم ادامه دادم. خیلی بروز حس هام بهش سخت بود. خیلی خیلی زیاد. ولی هر چی که بود می ارزید. واقعا اون سختی کشیدنه ارزشش […]

دو

۲۹ خرداد ۹۴

موضوع اینه که نباید تصمیم بگیری برای شروع، باید یکهو پیش بیاد، یکهو که پیش میاد قشنگتر و دلنشین تره، شعر یکهویی، پست یکهویی، و خیلی یکهویی‌های دیگه‌ای که اگر بخوام بگم‎شون، خیلی جریان پروانه‌ای میشه و از یک طراح سایت بعیده.. ولی من طراح سایتی‌ام که عاشق بچه‌هاست و هرازگاهی شعر میگه، که آواز […]

یک

۱۸ خرداد ۹۴

نمیدونم اسم همچین نوشته ای رو چی میذارن..راستش حتا نمیدونم قراره الان تو این پست چی بگم. ولی میخوام سعی کنم از یه جایِ خوب شروع کنم. هفت هشت سال پیش وقتی به یه مشکلی بر خوردم برادر کوچیکه م منو برد پیش یه مشاور. وقتی میگم برادر کوچیکه م مفهومش این نیست که پنج […]